پروئیت ایگو

22 آبان،1395

رفتار انسان ها تحت تاثیر محیط است . سالیان متمادی ، رفتارشناسان از تاثیر محیط بر انسان غافل بودند اما در نهایت آزمایش ها و مشاهدات متعدد در پژوهش تاثیر محیط بر انسان را ثابت کرد.

برای ورود به مساله ابتدا به طرح سابقه تاریخی و نمونه ی تاثیرگذار در تحقیقات این موضوع می پردازیم.

تجربه سکونت در مجتمع های انبوه سازی ارزان قیمت

تجربه سکونت در ساختمان‌های بلند که پس از انتشار اصول مدرنیسم به عنوان الگوی سکونت جدید انسان مطرح شد، اگر چه بخشی از دست‌آوردهای فنی بشر و پاسخی به مشکلات افزایش جمعیت در شهرها بود ولی این الگوی جدید به سرعت نقاط ضعف خود را نشان داد و کمتر از یک دهه پس از آن موج انتقادات آغاز شد. تا اینکه به قول جنکس: در ساعت 3:32 بعد از ظهر روز 15 ژوئیه 1972 با انفجار و تخریب مجموعه "پروئیت ایگو" که دقیقاً بر اساس منشور سیام و دستورالعمل های مدرن مسکن ساخته شده بود، معماری مدرن مرد.

این مجتمع به دست یکی از شاگردان‏ لوکوربوزیه (مینورو یامازاکی) و در واقع مبتنی بر اصول و هدف‌های مدرنیسم برای ایجاد اجتماعی پرنشاط و شهروندانی فعّال طراّحی شده بود، در حالی که در کمتر از دو دهه این مجتمع را بیشتر خانوارهایی‏ اشغال کردند که سرپرست‌شان زن‌هایی فقیر و نیازمند کمک‏های بهزیستی بودند و مجتمع به عنوان محلّی‏ خطرناک و پاتوق معتادان به موادّ مخدّر و دزدان و آدم‏کشان بر سر زبان‌ها افتاد. این به تعبیری پایان‏ رؤیاها و امیدهای مدرنیسم بود که سعی داشت‏ بر اساس اصولی تخصّصی جامعه‏ای مدرن و ایده‏آل‏ بسازد، ولی در واقع بدون شناخت درست از نیازهای اساسی و واقعی مردم و بی‏ اعتنا به آنها.

مسکن از نظر معمار مدرن فضایی بسته بود که فرد در آن می توانست به فعالیت‌های خصوصی بپردازد، اما این که این فرد به جز جا، نور و تهویه نیاز به یک تعامل تنظیم شده با قلمرو دیگران هم هست چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. هاچئونگرایش غرب به معماری‏ مدرن را « ازخودبیگانگی و انسانیّت زدایی » (alienation and dehumanization) می‏خواند. حال آن که همین معماری مدرن زمینه ای برای معماری معاصر کشورهای در حال توسعه را فراهم کرد.

در مجتمع پروئیت ایگو، فضاهایی که قلمرو افراد را به خوبی از هم جدا نمی کرد نخستین اصطکاک ها را بین ساکنین مجتمع‌ها ایجاد کرد، دومین ناهنجاری مشهود در این مجتمع‌ها عدم امکان استفاده از فضای باز به صورت خصوصی بود و تفکیک ناقص فضای عمومی راه‌رو‌های مجتمع فقط بوسیله در نازکی از فضای داخلی واحدها جداشده بودند.  همه این‌ها در کنار اشراف کامل واحد‌های آپارتمانی به هم و عدم تطبیق خواسته‌های کاربران با امکانات بناها در نهایت موجب شد، استفاده‌ کنندگان این فضاها به تدریج به گروه‌های خاصی تبدیل شوند که در یک کلام آن‌ها را افراد ضد اجتماع می‌نامیم. جریان این تغییر هویت اجتماعی نیز بسیار ساده است. در ابتدا خانواد‌ه‌هایی که توانایی خارج شدن از این شرایط را داشتند محل زندگی خود را به هر ترتیبی به بیرون از این مجتمع‌ها انتقال دادند. سپس افرادی که از ناامنی و نابسامانی شرایط راضی بودند یا لااقل در برابر آن کاری نمی‌توانستند انجام دهند جای آن‌ها را گرفتند. علاوه بر این‌ها خود محیط نیز افراد را به نحوی پرورش می داد که با فرهنگ این محیط سازگار باشند. به صورتی که شرایط را پذیرفته و خود جزئی از آشفتگی اجتماعی شوند.

سرانجام زمان آن فرا رسید که جامعه فکری به حال این شهرک‌ها کند.  

بسیاری از بلوک‌های مسکونی  نواری (که روزگاری رویای لوکوربوزیه بود) به عمد در پروئیت ایگو، سن لوییس و خیلی شهر‌های دیگر در اروپا و امریکا منفجر شدند. با شروع نیمه‌ی دوم دهه هفتاد، این انفجارها شکل کاملا معمول در برخورد با شکست روش‌های ساختمان‌سازی مدرن شدند. شاید در نگاهی سطحی بتوان گفت قطعات پیش‌ساخته، فقدان حریم‌های شخصی  و مجتمع مسکونی بیگانه با انسان زمینه مرگ معماری مدرن را فراهم کردند. اما حقیقت این است که در ساخت مجتمع‌هایی نظیر پروئیت ایگو نگاه حداقلی و ناقص به موضوع سکونت قلب چالش را پدید آورده بود.