الگوهای اصلی طراحی داخلی (قسمت 2)

21 مرداد،1396

آشنایی با الگوهای اصلی طراحی داخلی و ترکیب الگو ها بر اساس قوانین چیدمان

در این مقاله به توضیح ادامه الگوهای اصلی طراحی داخلی می پردازیم

اصل تعادل

منظور از تعادل در هنرهای تجسمی ایجاد نوعی هماهنگی میان عناصر و اجزای آن اثر است. چشم مخاطب به طور طبیعی درجستجوی تعادل بصری است. در یک فضا کل عناصر باید با فضا دارای موازنه ای باشند که به تعادل بصری و نظم بصری بیانجامد.

نمونه ای از نظم بصری در دکوراسیون

هر عنصر با توجه به شکل ، فرم ، اندازه ، رنگ و بافت در کنار جای گیری و جهت گیری آن عنصر تعیین کننده سنگینی بصری است.مشخصاتی که سنگینی بصری یک عنصر را بالا می برد و توجه ما را جلب می کند عبارتند از:

- اشکال بی قاعده و یا متضاد(مثلا مبلمان با طراحی های عجیب)

- بافت های درشت مقیاس (دیوار آجری یا سنگی یا کاغذ دیواری با طرح های درشت)

- ابعاد بزرگ و تناسبات نا معمول ( تابلوی خیلی بزرگ ، آباژور خیلی بلند و یا مثلا یک میز خیلی کوتاه جلوی مبل)

- جزئیات ریز و دقیق( کنده کاری و منبت در مبلمان)

 

تعادل:

بر سه نوع است:

1-متقارن 2- نا متقارن 3- شعاعی

در ادامه به بررسی هریک می پردازیم.

 

1-تعادل متقارن:

تعادل حاصل نظم و ترتیب عناصر یکسانی است که از نظر شکل ، اندازه و جای گیری حول یک خط یا محور مشخص مشابه می باشند. تعادل متقارن معمولا به تعادل آرام ، ساکن و با ثباتی می گویند که هنگام جهت گیری روی یک صفحه عمودی قراردارد.یک تعادل متقارن می تواند یا روی ناحیه مرکزی تاکید کند و یا توجه ما را به انتهای خودش جلب کند.

تعادل متقارن در فضای بالا با وجود آباژورهای جفت و تابلوهای قرینه دیده می شود

تعادل متقارن الگویی بسیار ساده ولی توانا در ایجاد نظم بصری است.این نوع تعادل را برای یک یا چند قسمت از فضا می توان طراحی کرد ، نه برای کل فضا ، چرا که دسته بندی ها و چیدمان های متقارن خیلی سریع مشخص می شوند.

در این الگو از وسایل زوج زیاد استفاده می شود، مثلا جفت شمعدان ، مجسمه ، آباژور ، مبل و .... ، به همین علت است که می تواند چیدمان را گران و مجلل کند.

2-تعادل نامتقارن:

به این تعادل، تعادل جادویی ویا فعال نیز می گویند. در این الگو عدم تقارن به دلیل نداشتن تقارن در اندازه، شکل، رنگ و.. به وجود می آید.همان قدر که یک تعادل متقارن به عناصر دو به دو مشابه نیاز دارد ، یک تعادل نا متقارن نیز به عناصر نا متشابه نیازمند است تا تعادلی پنهان و یا بصری به وجود آورد که برای رسیدن به این تعادل پنهان ، الگوی ترکیب بندی نا متقارن می بایست به سنگینی بصری یا نیروی هر یک از عناصر خود توجه داشته و بر چیدمان آن ها نفوذ کند. (عناصری دارای سنگینی بصری هستند و نظر ما را به خود جلب می نمایند که دارای شکل های نامعمول، رنگهای درخشنده ، ارزش های تیره ، بافت های متنوع ، ابعاد نامتناسب و ... می باشند) و در تعادل نامتقارن باید دید که این عناصر توسط عناصری که کم نیروتر بوده و درعوض در فاصله نزدیکتری به محور تقارن قرار گرفته و یا به لحاظ ابعادی بزرگترند خنثی شوند. پس می توان گفت این تعادل به وضوح متقارن نبوده و از لحاظ بصری فعال تر و پویاتر بوده و قادر به بیان حرکت و تغییر میباشد و همچنین نسبت به تعادل متقارن انعطاف پذیرتر بوده و می تواند خود را با شرایط متنوع کارکرد فضا و محیط وفق دهد.

 

3-تعادل شعاعی:

نتیجه ی مرتب کردن عناصر حول یک نقطه مرکزی بوجود می آید که این تعادل نوعی ترکیب متمرکز را بوجود می آورد که بر سطح میانی (به عنوان نقطه کانونی) تاکید می کند. در این الگو عناصر می توانند به سمت داخل متمرکز شوند که به آن تعادل شعاعی درون گرا گویند و یا از مرکز به سمت خارج قرار گیرند که آن را تعادل شعاعی برون گرا می نامند.

       اصل هماهنگی

    سازگاری مطلوب قسمت ها یا تلفیق آن ها در یک ترکیب باعث بوجود آمدن الگوی هماهنگی می شود. در الگوی تعادل ازطریق مرتب کردن عناصر مشابه یا غیر مشابه به وحدت می رسیم، در حالی که در هماهنگی عناصری را انتخاب می کنیم که مشخصه های مشترک (رنگ ، شکل ، بافت ، مصالح و ...) دارند و آنچه در میان عناصر یک فضای داخلی وحدت و هماهنگی بصری ایجاد می کند ، تکرار است که ویژگی مشترک محسوب می شود. هماهنگی اگر به واسطه کاربرد عناصری با مشخصات یکسان انجام شود یکپارچه ولی غیر جذاب است و از طرف دیگر تنوع اگرزیاد باشد باعث آشفتگی بصری است. به همین دلیل مدام بین نظم و بی نظمی در این الگو کشمکش است و همین کشمکش هماهنگی را جذاب می کند.

توسط روش های زیر می توان هماهنگی بوجود آورد:

  1.  خصایص مشترک( شکل ، رنگ ، بافت ، مصالح و ...)
  2. اندازه های یکسان (مثلا می شود شکلهای مختلف صندلی ولی در اندازه های یکسان داشت.)
  3. جهت گیری مشابه(مثلا فرمهای مختلف صندلی و نیمکت که چون در جهت مشابه قرار گرفته اند هماهنگ هستند.)
  4. خصوصیات جزئیات مشابه( مثلا رنگ طلایی در تخت و نیمکت و صندلی باعث هماهنگی می شود.)
  5. البته هرگاه احساس کردیم که این الگویی که اجرا کردیم دچار یکنواختی شده میتوانیم موارد بالا را تغییردهیم تا با تنوع مواجه شویم.

هماهنگی در رنگ

اصل وحدت و کثرت

  • توجه به اصول تعادل و هماهنگی در رسیدن به وحدت نباید از به وجود آوردن تنوع و جذابیت غافل شد. مثلا در تعادل نامتقارن ، بین عناصری که از نظر رنگ ، شکل و بافت متفاوت هستند با توجه به وزن بصری شان توازن ایجاد می کنیم که با
  • روش در عین حالی که از عناصر نامتشابه استفاده می کنیم ، به نوعی نیز مجموعه را به تعادل می رسانیم.
  • دیگری نیز برای کنار هم قرار دادن عناصر نا متشابه وجود دارد که به شرح زیر می باشند:
  1. چیدمان عناصر نامتشابه حول یک مرکز (که هم مرکز بودن این عناصر آن ها را به یک وحدت و یکپارچگی می رساند).
  2. چیدمان در طول یا حول یک لبه یکسان (که این لبه یکسان باعث بوجود آوردن وحدت می شود).
  3. چیدمان عناصر نامتشابه زیر یک صفحه بالاسر(که اینجا صفحه بالاسر باعث وحدت دادن به عناصر می شود.)
  4. چیدمان عناصر پیش زمینه جلوی یک پس زمینه واحد (مثلا یک دیوار بزرگ که از ابتدا تا انتها یک رنگ است و جلوی آن چند چیدمان مختلف با طرح ها، سبک ها و یا رنگ های مختلف انجام می شود).

نویسنده: اشکان اسدالهی (فارغ التحصیل رشته طراحي شهري - دارای مدرک دوره تخصصي دكوراسيون داخلي و مدرك بين المللي از لندن)